X
تبلیغات
سواد رسانه ای
تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 10:5 | نویسنده : عزت طالبی

دوستى را شرايطى است و اگر همه اين شرايط در کسی نباشد او را دوست كامل نشمار و كسى كه ...

 

 

امام صادق عليه السّلام فرمود: دوستى را شرايطى است و اگر همه اين شرايط در کسی نباشد  او را دوست كامل نشمار و كسى كه هيچ يك از اين شرايط در او نباشد در هیچ مرتبه از دوستی با او رفاقت نکن.
شرط اول آنكه پنهان و آشكارش براى تو يكى باشد.
دوم آنكه آراستگى تو را آراستگى خود بداند و سرافكندگى تو را سرافكندگى خودش.
سوم آنكه ثروت و مقام روحيه او را تغيير ندهد.
چهارم آنكه از آنچه در دسترس توانائى او است از تو دريغ ندارد
پنجم آنكه در سختيهاى روزگار تو را رها نكند

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 22:51 | نویسنده : عزت طالبی

سواد رسانه ای چیست؟

متخصصان در مورد سواد رسانه ای (Media Literacy) چه می گویند؟ تفاوت سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای چیست؟
با هم چند پاسخ را مرور می کنیم:

جین تالیم
(مدیر آموزشی، شبکه آگاهی رسانه ای)
 
سواد رسانه ای، یعنی توانایی وارسی و آنالیز پیام هایی که هر روز ما را مطلع می کنند، سرگرممان می کنند یا به ما فروخته می شوند. آن به معنی توانایی تفکر انتقادی در مواجه با تمام انواع رسانه ها - اعم از: موزیک ویدئوها، محیط های اینترنتی و غیره... - می باشد.
یعنی پرسیدن سوالات مربوط به اینکه چه چیزی وجود دارد، و توجه به اینکه چه چیزی جریان ندارد.
سواد رسانه ای به معنی غریزه ای برای پرسش از آنچه در پس پرده تولیدات رسانه ای در جریان است - انگیزه ها، سرمایه ها و ارزش های صاحبان رسانه - و آگاه بودن بر چگونگی تاثیر این فاکتورها بر پیام و محتوای رسانه ها.
آموزش رسانه ای، تشویقی است برای یک رویکرد کاوشی به جهان رسانه:
پیام این رسانه برای چه کسی طراحی شده است؟
چه کسی قصد نیل به این مخاطب را دارد، و چرا؟
این مقاله، از چه چشم اندازی ترسیم شده است؟
چه صداهایی شنیده می شوند، و کدام صداها غایبند؟
این پیام، چه استراتژی را برای جلب توجه من و ایجاد احساس شمول در من، اتخاد کرده است؟
...
در دنیای چندوظیفه ای بودن، سرمایه داری، جهانی شدن و محاوره گرایی که ما به سرمی بریم، هدف از آموزش رسانه ای، دریافت پاسخ های صحیح نیست. بلکه هدف، پرسیدن سوال های صحیح است.
نتیجه، تعهد مادام العمر یادگیرنده و شهروند است.


الیزابت تومان
(مؤسس و رئیس مرکز آموزش های رسانه ای، لوس آنجلس آمریکا)

آموزش رسانه ای، یک اصطلاح کلی است که سه مرحله از یک رویکرد پیوستار به سمت تعهد رسانه ای را شامل می شود:
مرحله اول، به طور ساده، آگاه شدن از اهمیت مدیریت یک «رژیم رسانه ای» است - به معنی انتخاب کردن و کاهش ساعت هایی است که مصروف تلویزیون، ویدئو، بازی های الکترونیکی، فیلم ها و فرم های مختلف رسانه های چاپی می شود.
مرحله دوم، آموختن مهارت های ویژه مشاهده انتقادی است - آموختن آنالیز و سوال از آنچه درون قاب است، که چگونه ساختار یافته است و از چه چیزی صرفنظر شده است. بهترین راه برای آموختن مهارت های مشاهده انتقادی، آموزش در کلاس های کارگاهی و سوال محور و فعالیت های تعاملی گروهی است، همینطور ساخت و پرداخت یک پیام رسانه ای به طور شخصی.
مرحله سوم، از چارچوب می گذرد تا موضوعات عمیق تری را کندوکاو کند.
چه کسی، رسانه ای را که ما تجربه می کنیم، تولید می کند؟ و برای چه هدفی؟
چه کسی سود می برد؟ چه کسی زیان می بیند؟ و چه کسی تصمیم می گیرد...؟
این مرحله آنالیز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، نگاهی دارد به اینکه هرکس در جامعه چگونه از تجربه رسانه ای ما، مفهوم سازی می کند، و چگونه رسانه های جمعی، اقتصاد مصرف کننده جهانی را هدایت می کند. این تحقیق، گاهی اوقات شرایط را برای تلاش های مدافعانه رسانه ای گوناگون برای به چالش کشیدن یا فعالیت های مشارکتی فراهم می کند.
اگرچه ممکن است به نظر برسد که تلویزیون و رسانه های الکترونیکی، مهمترین دلایل موجه برای ارتقای سطح آموزش سواد رسانه ای در جامعه معاصر هستند، اصول و اساس آموزش سواد رسانه ای، کاربست پذیر برای تمامی انواع رسانه ها هستند - از تلویزیون تا تی شرت ها گرفته، از بیلبوردها تا اینترنت.


کریس ورنسوپ
(استاد ارتباطات، میسیسویا، کانادا)

امروزه، اساتید رسانه اصطلاحات «آموزش رسانه ای»، «مطالعات رسانه ای» و «سواد رسانه ای» را اغلب به جای یکدیگر استفاده می کنند. اولویتی که من قائل می شوم، استفاده از ترکیب «آموزش رسانه ای» به عنوان یک توصیف جامع از هرآنچه که در کلاس های با محتوای رسانه-محور می گذرد، اعم از آنکه محتوا آموزش زبان انگلیسی، تاریخ، جغرافیا یا علوم طبیعی باشد. (مقدار معتنابهی از آموزش رسانه ای وجود دارد که در تمامی این موضوعات و دیگر موضوعات امکان انجام دارد.)
«مطالعات رسانه ای» زمانی به وقوع می پیوندد که مدارس یا اساتید، دوره ها یا واحدهای ویژه ای را برای مطالعه رسانه اختصاص بدهند.
«سواد رسانه ای» خروجی مورد انتظار از کار در زمینه آموزش رسانه ای یا مطالعات رسانه ای است. هرچه بیشتر در مورد یا به واسطه رسانه بیاموزید، سواد رسانه ای بیشتری دارید. سواد رسانه ای، مهارت تجربه، تفسیر/آنالیز و تولید محصولات رسانه ای است.


مورین بارون
(مدریت چندرسانه ای، مدرسه زبان انگلیسی، مونترال، کانادا)
 
تعریف مرسوم از واژه «سواد»، وقتی مطبوعات برترین قالب رسانه ای بود، توانایی رمزگشایی، فهم و ارتباط در مطبوعات بود. اما جهان بیشرفته کرده است، و مطبوعات، دیگر قالب رسانه ای حاکم نیستند - این نقش به رسانه های الکترونیکی واگذار شده است.
امروزه، برای فرهیخته بودن، مردم باید قادر باشند:

  • تمامی فرم های رسانه ای را، رمزگشایی کنند، بفهمند، ارزیابی کنند و استفاده کنند.
  • بخوانند، ارزیابی کنند و توانایی ایجاد متن، تصویر و صدا یا هرگونه ترکیبی از این عناصر را داشته باشند.

به عبارت دیگر، افراد فرهیخته باید بر سواد رسانه ای، درست به اندازه سواد کتابی، سواد حسابی و سواد فناوری تسلط داشته باشند.


نیل آندرسون
(انحمن سواد رسانه ای)
 
سواد رسانه ای یک کیفیت است، که قابل دستیابی است.
به طور مثال: "هی! مراقب باش! من یک باسواد رسانه ای هستم!"
سواد رسانه ای یک پروسه متداوم است که می تواند بهبود یابد و متحول شود.


ریک شفرد
(ریاست سابق انجمن سواد رسانه ای، تورنتو، کانادا)

سواد رسانه ای، یک فهم آگاهانه و انتقادی از رسانه های جمعی است. یعنی آزمودن تکنیک ها، تکنولوژی ها و نهادهای مرتبط با تولید رسانه ای؛ توانایی آنالیز انتقادی پیام های رسانه ای، و تشخیص نقشی که مخاطب در معناسازی از آن پیام ها بازی می کند.


والی بوئن
(شهروندان باسواد رسانه ای، کالیفرنیای شمالی)

سواد رسانه ای به دنبال قادر کردن شهروندان بر تبدیل روابط منفعلانه شان با رسانه ها به درگیری فعال و انتقادی است - قابلیت چالش با رسوم و ساختارهای یک فرهنگ رسانه ای شخصی/تجاری، و یافتن راه های تازه ای برای بحث و گفتگوی شهروندی.

 


 

 

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر 1392 | 21:46 | نویسنده : عزت طالبی

 

- كبوتر با كبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ(نور/26) زنهاي ناپاك و زشتكار ، شايسته ي مردان ناپاكند و همچنين مردان ناپاك ، شايسته ي زنان ناپاكند . زنهاي پاكدامن نيز، شايسته ي مردان پاكدامن ، و مردان پاكدامن ، شايسته ي زنان پاكدامنند .

2 - هر چه كني به خود كني گر همه خوب و بد كني إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسراء/7) اگر احسان و خوبي كنيد ، به خودتان خوبي كرده ايد و اگر بدي كنيد ، به خود بدي كرده ايد .

3- چو ايزد ببندد ز حكمت دري به رحمت گشايد در ديگري مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره /106) هر آيه اي را كه منسوخ كنيم يا آن را متروك سازيم ، بهتر از آن يا مثل آن را مي آوريم .

 4 - واعظان كين جلوه بر محراب و منبر مي كنند چون به خلوت مي روند آن كار ديگري مي كنند أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ (بقره/44) آيا مردم را به خير و نيكي سفارش مي كنيد و خودتان را فراموش مي نمائيد.

5 - مور همان به كه نباشد پرش ويا اين مثل : خدا خر را شناخت و شاخش نداد و همچنين : آن دو شاخ گاو اگر خر داشتي يك شكم در آدمي نگذاشتي وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ (شوري /27) اگر خداوند دزقش را براي بندگانش زياد كنند ، در زمين طغيانمي كنند .

 6 - جواب ابلهان خاموشي است قَالُوا سَلَاماً ( فرقان /63) هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ مي سازند ، سلام مي دهند .

7 - مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (نجم /39) براي انسان جز آنچه كه سعي كرده نخواهد بود .

9 - يار بي پرده از در و ديوار در تجلي است يا اولي الابصار فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره /115) به هر طرف كه روي بگردانيد ، آنجا وجه الله است و روي به جانب خداست .

 10- سحرخيز باش تا كامروا باشي وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحْمُوداً (اسراء /79) قسمتي از شب بيداري كن و نافله به جا بياور تا خداوند تو را به مقام محمود برساند .

11- چيست احسان ، را مكافات اي پسر ؟ لطف و احسان و ثواب معتبر هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (الرحمن /60) آيا پاداش احسان ، چيزي غير از احسان است ؟ 12

- اندر پس هر گريه ، دو صد خنده مهياست . إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً(شرح/6) با هر سختي ، آساني است .

 13- گله از هيچ كس نبايد كرد كز تن ماست آنچه بر تن ماست وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ(شوري /30) هر مصيبت و گرفتاري كه برايتان پيش مي آيد به دست خودتان ايجاد شده است .

 14- با سيه دل چه سود گفتن وعظ نرود ميخ آهنين در سنگ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (بقره/6) آنها را انذار دهي يا ندهي (فائده ندارد و ) آنها ايمان نمي آورند.

 15- شكر نعمت ، نعمتت افزون كند كفر ، نعمت از كفت بيرون كند لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ(ابراهيم /7) اگر شكر كنيد ، نعمتها را بر شما افزون مي كنم و اگر كفران نعمت كنيد عذاب من شديد است .

 16- عيسي به دين خود و موسي به دين خود . لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (كافرون /6) دين شما براي خودتان و دين من براي خودم .

17- الا يا ايها الساقي ادر كأساً وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد و مشكلها أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (عنكبوت/2) آيا مردم فكر مي كنند همين كه گفتند ايمان آورديم ، رها مي شوند و امتحان نمي گردند ؟

 18- كسي كو به رَه ، بر كند ژرف چاه سزد گر كند خويشتن را نگاه و يا بد مكن كه بدافتي چَه مَكَن كه خود افتي (عنكبوت/2) نيرنگ بد ، فقط گريبانگير اهلش مي شود .

 19- مخور هول ابليس تا جان دهد هر آنكس كه دندان دهد نان دهد وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ إِلا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (هود /6) هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اين كه رزقش بر عهده خداوند است . منبع : كتاب لطايف قرآني / كريمشاهي بيد گلي

 

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 | 22:12 | نویسنده : عزت طالبی
توانایی و قدرت دسترسی، تحليل، ارزيابي و انتقال اطلاعات و پيام‌هاي رسانه‌اي كه مي‌توان در چارچوب‌هاي مختلف چاپي و غير چاپي عرضه نمود را سواد رسانه‌اي مي‌گويند.[1]
تاريخچه پيدايش سواد رسانه‌اي، به سال 1965 باز مي‌گردد. مارشال مك‌لوهان اولين بار در كتاب خود تحت عنوان "درك رسانه: گسترش ابعاد وجودي انسان"، اين واژه را بكار برد و نوشت: «زماني كه دهكدۀ جهاني تحقيق يابد، لازم است انسان‌ها به سواد جديدي بنام سواد رسانه‌اي دست يابند».[2] "آراي لن مسترمن" از برجسته‌ترين متفكران حوزه بين‌المللي آموزشهاي رسانه‌اي بشمار مي‌رود؛ كه در سال 1985 به انتشار كتابي بنام "Teaching the media" اقدام نمود و پس از آن كتاب "آموزش رسانه‌اي در اروپاي دهه 1990" را روانۀ بازار كرد.[3]
دهه‌هاي 1920 و 1930 را بايد دهه‌هاي پيوند و ارتباط اين حوزه؛ يعني حوزه سواد رسانه‌اي با تفكرات انتقادي دانست. در اين سالها، دپارتمان‌هاي دانشگاهي تحليل فيلم در سراسر ايالات متحده و انگلستان، كار خود را آغاز كرده و فيلم‌هاي روز را مورد تحليل قرار دادند.[4]
اينگونه از سواد، در كانادا به عنوان اولين كشور، به صورت رسمي از طرف نظام آموزش و پرورش پذيرفته و جزء برنامه‌هاي درسي مدارس گنجانده شد.[5]
 
چیستی سواد رسانه‌ای
با پيدايش و انبساط انقلاب تكنولوژي در دهۀ 1980، جهان به مرحلۀ جديدي گام نهاد، كه در آن رسانه‌ها، ضمن گام برداشتن در مسير تكامل و تنوع، به يكي از اجزاي اصلي جوامع بشري تبديل شده‌اند. بنابراين براي اينكه بتوان در برابر رسانه‌هاي متكثر موجود، مخاطبيني داشت كه بتوانند در كنار بهره‌برداري آگاهانه و فعالانه از اين رسانه‌ها، خود را در مقابل چالش‌ها و پيامدها‌ي مخرّب آنها حفظ نمايند، بايد سواد جديدي ایجاد کرد. فلذا نيازمند ارائه تعريف گسترده‌تري از سواد و افزايش فضاي مفهومي آن هستیم؛ كه معمولاً به معنای توانايي خواندن و نوشتن صرف نيست.
سواد رسانه‌اي علاوه بر توانایی ملحوظ در سواد سنتي، كه همان توان خواندن و نوشتن بود، توانایي تحليل و ارزشيابي پيام‌ها و قدرت توليد و انتقال اطلاعات به ديگران در قالب‌هاي مختلف و با ابزار گوناگون را در انسان پديد مي‌آورد. اين‌گونه از سواد؛ با توانمند كردن انسان بر درك نحوه كار رسانه‌ها و نحوۀ معني‌سازي آنها، ماهيت و اهداف توليد پيام رسانه‌ها و تأثيرات و تكنيك‌هاي رسانه‌هاي گوناگون، او را از مصرف‌كنندگي صرف خارج كرده و در برابر اثرات رسانه‌ها مقاوم مي‌سازد.
سواد رسانه‌اي در كنار آموختن خواندن ظاهر پيام‌هاي رسانه‌اي از رسانه‌هاي مختلف، مي‌كوشد خواندن سطرهاي نانوشتۀ رسانه‌هاي نوشتاري، تماشاي پلان‌هاي به نمايش درنيامده و يا شنيدن صداهاي پخش‌نشده از رسانه‌هاي الكترونيك را به مخاطبان بياموزد.
به عنوان مثال؛ مخاطبي كه داراي سواد رسانه‌اي است، از اهداف و ميثاق‌هاي رسانه‌ها خبر داشته و از آنها به طرزي آگاهانه استفاده مي‌كند. چنين مخاطبي از نقش صدا، موسيقي و ساير جلوه‌هاي ويژه براي القاي فضا و معنی در تلويزيون و سينما با خبر است و مي‌داند چرا و چگونه يك پيام واحد در تلويزيون، سينما، روزنامه‌ها، مجلات، راديو، تابلوهاي بزرگ تبليغاتي و يا بازي‌هاي رايانه‌اي مي‌تواند، اثرات متفاوتي از خود بجا گذارد.[6]
 
توانایی‌هاي مرتبط با سواد رسانه‌اي
برخي از توانایی‌هایي كه مي‌توان در سايۀ سواد رسانه‌اي كسب كرد از این قرارند:
1. توانایی استفاده از تكنولوژي روز از جمله كامپيوتر، براي پردازش و توليد اطلاعات؛
2. توانایی نتيجه‌گيري در مورد روابط علّي و معلولي، ميان گزارش‌هاي رسانه‌ها و واكنش عمومي؛
3. توانایی تشخيص تأثير تحريف، كليشه‌سازي، تبليغات و خشنونت در رسانه‌هاي ديداري؛
4. توانایی تشخيص تفسير و بوجود آوردن تصويرهاي بصري؛
5. توانایی مصرف انتقادي و نه منفعلانه از رسانه‌ها؛
6. توانایی اتخاذ رژيم مصرف رسانه‌‌اي؛ كسي كه از سواد رسانه‌اي برخوردار است مي‌تواند به درستي تصميم بگيرد؛ كه چه مقدار و چگونه از غذاهاي رسانه‌اي استفاده کرده و در معرض چه بخش‌هائي از رسانه قرار بگيرد؛
7. توانایی تجزيه و تحليل اجتماعي، سياسي و اقتصادي رسانه‌ها.[7]
 
ويژگي‌هاي اصلي سواد رسانه‌اي
1. پيوستار و نه مقوله؛ سواد رسانه‌ای، موضوعي داراي درجات گوناگون است. در واقع از نظر منطقي، مقول به تشكيك بشمار مي‌رود و مانند يك جعبه‌، مقوله‌اي نیست كه يا بايد در آن جاي گرفت و يا جاي نگرفت. بعبارت ديگر موضوعي نيست كه دائر بين نفي و اثبات بوده و افراد در مقايسه با آن به دو دستۀ حائز سواد رسانه‌اي و فاقد آن تقسيم شوند؛ بلكه افراد در مقايسه با آن هريك درجات مختلفي از سواد رسانه‌اي را دارا هستند و در اين پيوستاري كه شبيه دماسنج مي‌باشد، جايگاهي را اشغال مي‌كند. كساني كه در سطح‌هاي پائين اين پيوستار قرار دارند چشم‌اندازهاي ضعيف و محدودي به رسانه‌ها داشته و دانش آنها چشم‌اندازهاي كافي را براي استفاده در تفسير معناي پيام‌هاي رسانه‌اي، فراهم نمي‌كند.
2. چند بُعدي؛ سواد رسانه‌اي مستلزم آن است كه در ابعاد گوناگون، اطلاعات كسب كنيم. اين ابعاد عبارتند از: بُعد شناختي، احساسي، زيبائي‌شناختي و اخلاقي.
حوزۀ شناختي به اطلاعات واقع‌بنياد دلالت دارد؛ مانند تاريخ‌ها، اسامي، تعاريف و ... اين‌گونه از اطلاعات، در مغز مستقر هستند. اطلاعات حوزۀ احساسي كه حاوي اطلاعاتي درباره احساساتی مثل عشق، نفرت، خشم و ... مي‌باشد، در قلب مستقر است و جايگاه اطلاعات حوزه زيبائي‌شناختي كه حاوي اطلاعاتي دربارۀ روش توليد پيام است را بايد در چشم‌ها و گوشها دانست. هرقدر چشم و گوش قوي‌تر و دقيق‌تري براي شنيدن و ديدن وجود داشته باشد، اطلاعات زيبايي‌شناختي بهتر و بيشتري نصیب دارنده خواهد بود. جايگاه اطلاعات عرصۀ اخلاقي هم كه شامل اطلاعاتي دربارۀ ارزشها است، در ضمير و روح انساني مستقر است. اطلاعات اخلاقي، ملاك و معياري براي قضاوت راجع به "درست و غلط" را فراهم مي‌كند. هرقدر اطلاعات اخلاقي دقيق‌تر باشند، ارزشهاي نهفته در پيام‌هاي رسانه‌اي با عمق بيشتري درك شده و قضاوت‌ها دربارۀ آن ارزشها، دقيق‌تر و منطقي‌تر خواهد شد.
ساختار قدرتمند دانشي، بايد حاوي اطلاعاتي از هر چهار حوزۀ مذكور باشد و اگر يك نوع اطلاعات موجود نباشد، ساختار دانش، ضعيف مي‌شود؛ كه در نتيجۀ آن، سواد رسانه‌اي كه از همين ساختارها تشكيل شده، ضعيف خواهد شد و نمي‌توان به درستي، نارسایي‌هاي پيام رسانه‌اي را تشخيص داد.[8]
 
اصول سواد رسانه‌اي
سواد رسانه‌اي بر پايه اصولي استوار است كه اين اصول مورد التفات راهبردسازان و سياست‌گذاران هر كشوري قرار مي‌گيرد. برخي از مهمترين اين اصول عبارتند از:
1) رسانه‌ها ساختگي و سازه‌اي هستند؛ رسانه‌ها دنيایي را به نمايش مي‌گذارند كه اگرچه حقيقي به نظر مي‌رسد، اما از يك نگاه گزينش‌شده كه معمولاً مابإزاي خارجي ندارد، آنرا در معرض ديد قرار مي‌دهند؛ از اين‌رو مرز ميان واقعيت و مجاز در نمايش رسانه‌اي دشوار است.
2) رسانه‌ها واقعيت را بازسازي مي‌كنند؛ ميان شيوه ارائه وقايع عالم بوسيله رسانه‌ها و شيوه درك اين عالم از سوي مصرف‌كنندگان رسانه، يك رابطه قطعي و معناداري وجود دارد. مثلاً در آمريكا ميزان جنايت در تلويزيون چندين برابر دنياي واقعي است و مصرف‌كنندگان آمريكایي دنياي خود را به اندازه دنياي ساخته رسانه‌ها خشن و آكنده از تهديد مي‌پندارند. اين امر؛ يعني واسطه‌شدن رسانه‌ها براي درك واقعيت، همان چيزي است كه "بوديار" معتقد است جامعه از رهگذر آن به مرحلۀ نمادين و وانمودگي مي‌رسد و بر آن يك نظم نوين رسانه‌اي كه ساخته و پرداخته نمودهاي رسانه‌اي است، حاكم مي‌شود.
3) مخاطبان مفهوم مورد نظر خود را از رسانه‌ها مي‌گيرند؛ مخاطب انتخابي را كه از ميان رسانه‌ها و پيام‌هاي مختلف ‌به عمل مي‌آورد، براساس انگيزه انجام مي‌دهد و محتوا و پيام‌هاي رسانه‌اي را از طريق يك شبكه پيچيده متشكل از ماهيت و نيازهاي خودش، پالايش مي‌كند. در واقع مطابق فاكتورهاي فردي با رسانه تعامل دارد و دريافت‌كننده منفعل پيام‌هاي رسانه‌اي نیست.
4) محصولات رسانه‌اي اهداف تجاري دارند؛ هر نوع درك واقعي از محتواي رسانه‌ها را نمي‌توان از زمينه اقتصادي و ضرورت‌هاي مالي محرك صنعت رسانه‌ها جدا دانست.
5) رسانه‌ها دربردارنده پيام‌هاي ايدئولوژيكي و ارزشی هستند؛ پيام‌هاي رسانه‌اي تا اندازه زيادي تبليغاتي بوده و ارزشها و باورهاي اساسي معيني را بصورت مداوم، ساخته و يا منتقل مي‌كنند. روند كلي رسانه‌ها، تصريحاً يا تلويحاً پيام‌هاي ايدئولوژيكي؛ مثل روح مصرف‌گرايي، نقش زنان و وطن‌پرستي بي‌ چون و چرا را منتقل مي‌كند.
6) رسانه‌ها بار سياسي و اجتماعي دارند؛ رسانه‌ها بر مسائل سياسي و تغييرات اجتماعي تأثير زيادي دارند و در پس نقاب آزادي‌گرايي، منافع سياسي اجتماعي دولتهاي صاحب سلطه را تأمين مي‌نمايند.
7) هر رسانه شكل زيباشناختي خاصي دارد؛ اصل سواد رسانه‌اي ما را قادر به درك ويژگي‌ها و مشخصات منحصر به فرد هر رسانه مي‌كند. به اين ترتيب مي‌توانيم نحوه ارتباط شكل و محتوا را جستجو و درك کرده و علاوه‌بر درك مفهومي پيام رسانه، نحوۀ گفتن و بيان رسانه را نيز دريابيم.[9]
 
فرايندهاي شناختي موجود در آموزش سواد رسانه‌اي
آموزش سواد رسانه‌اي كه عبارتست از شناخت اطلاعاتي و انتقاد از رسانه، تكنيك‌ها و تأثيرات آن، در برگيرندۀ آن دسته از فرايند‌هاي شناختي است كه در انديشه‌هاي انتقادي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. برخي از اين فرايندها عبارتند از:
1. فهم و نقد سبك‌هاي زندگي مصرفي كه در رسانه‌ها اشاعه مي‌يابد؛
2. فهم و نقد اختلاف و اغراض سياسي و ايدئولوژيك پنهان در محتواي رسانه‌ها؛
3. فهم و نقد آثار و پيامدهاي اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي محتواي رسانه‌ها؛
4. فهم و نقد شرايط و مناسبات مادي توليد محتواي رسانه‌اي مثل آگهي‌هاي تجاري كه در جهت تأمين منافع اقتصادي و كسب سود مادي صاحبان سرمايه است.
5. فهم و نقد بازنمایي‌ها و كليشه‌سازي‌هاي منفي اقليت‌هاي فرهنگي، قومي، جنسيتي و نژادي در رسانه‌ها.[10]
 
ضرورت‌هاي آموزش سواد رسانه‌اي
"باري دونكان" عضو انجمن سواد رسانه‌اي كانادا، در ضرورت اين آموزش اين دلايل را ذكر مي‌كند:
1. رسانه‌ها بر حيات فرهنگي و سياسي ما سلطه دارند؛
2. تقريباً همه اطلاعات، جز مواردي كه آنها را بطور مستقيم تجربه مي‌كنند، رسانه‌اي شده‌اند؛
3. رسانه‌ها قادرند مدل‌هاي ارزشي و رفتاري پرقدرتي خلق كنند؛
4. سواد رسانه‌اي مي‌تواند مصرف رسانه‌اي ما را لذت‌بخش‌تر كند و يك رابطه انفعالي را به يك رابطه فعال تبديل نمايد؛
5. رسانه‌ها بدون آن كه فعال کردن خودآگاه، بر ما اثر مي‌گذارند.
علاوه‌بر اين دلايل، "دن بليك" يكي ديگر از پژوهشگران عرصه سواد رسانه‌اي، دلایل زیر را در ضرورت سواد رسانه‌اي بيان كرده است:
الف) ما در يك محيط ميانجي و با واسطه زندگي مي‌كنيم؛
ب) سواد رسانه‌اي بر تفكر انتقادي تأكيد مي‌كند؛
ج) وجود سواد رسانه‌اي، بخشي از حيات يك شهروند فرهيخته و تحصيل‌كرده است؛
د) سواد رسانه‌اي، مشاركت فعال را در يك محيط اشباع‌شده رسانه‌اي ترويج مي‌دهد؛
هـ) آموزش رسانه‌اي به ما كمك مي‌كند تا فن‌آوري‌هاي ارتباطي را درك و فهم كنيم.[11]


تاريخ : دوشنبه ششم آبان 1392 | 22:56 | نویسنده : عزت طالبی
انواع خبر:

۱-اخبار انحصاری

۲-اخبار معمولی وعادی

۳-اخبار دریافتی



  • قالب وبلاگ
  • قالب وبلاگ